مفاهیم اساسی حسابداری مبنای ثبت و گزارشگری مالی است.درک مفاهیم اساسی حسابداری به ارائه اطلاعات منظم و قابلاعتماد کمک میکند. در این مطلب ضمن تعریف این مفاهیم برای هر بخش ویدئو آموزشی نیز ارائه کردیم .
مفروضات اولین مورد از مفاهیم اساسی حسابداری است که منشأ و شالوده اصول حسابداری هستند و توافقهایی بنیادی محسوب میشوند که بر تمام مراحل ثبت، گزارشگری و تهیه صورتهای مالی حاکم هستند. ۵ فرض اصلی این مورد از مفاهیم اساسی حسابداری به شرح زیر است:
بر اساس این فرض، واحد تجاری به عنوان یک شخصیت حقوقی و قانونی، کاملاً مستقل و مجزا از مالک یا مالکان آن و همچنین سایر واحدهای تجاری در نظر گرفته میشود. تراکنشهای مالی شخصی مالکان نباید در دفاتر واحد تجاری ثبت شوند.
در این فرض، مبنا بر این است که عملیات واحد تجاری در آینده قابل پیشبینی ادامه خواهد داشت و قصد انحلال، ورشکستگی یا کاهش چشمگیر در مقیاس فعالیت آن وجود ندارد. این فرض مجوز ثبت داراییها به بهای تمامشده تاریخی (به جای ارزش تصفیه) است.
برای ارزیابی عملکرد و وضعیت مالی یک واحد تجاری، نمیتوان تا زمان انحلال آن صبر کرد. بنابراین، عمر نامحدود واحد تجاری به دورههای زمانی مساوی و کوتاهتر (مانند یکساله، سهماهه یا ماهانه) تقسیم میشود که به آن دوره مالی یا سال مالی میگویند.
طبق این فرض، تنها رویدادها و تراکنشهایی در دفاتر حسابداری ثبت میشوند که بتوان آنها را با پول رایج کشور اندازهگیری و بیان کرد. مواردی مانند خلاقیت کارکنان یا کیفیت مدیریت به دلیل عدم امکان اندازهگیری پولی در دفاتر ثبت نمیشوند.
این فرض مبنای شناسایی درآمدها و هزینهها است؛ به این معنی که درآمدها به محض تحقق (ارائه خدمت یا تحویل کالا) و هزینهها به محض تحمل (وقوع)، بدون توجه به زمان دریافت یا پرداخت وجه نقد، در دفاتر ثبت میشوند.
در واقع، تسلط بر این ۵ فرض، نخستین قدم برای درک عمیقتر سایر بخشهای مفاهیم اساسی حسابداری است.
اصول حسابداری که دومین مورد از مفاهیم اساسی حسابداری است، دستورالعملهای اجرایی و مبنای ثبت و گزارشگری رویدادهای مالی هستند که بر اساس مفروضات حسابداری شکل گرفتهاند. اصول حسابداری به عنوان یکی از مفاهیم اساسی حسابداری، چارچوبی مشخص برای ثبت، اندازهگیری و گزارش رویدادهای مالی فراهم میکنند. ۴ اصل اصلی حسابداری در چارچوب مفاهیم اساسی حسابداری به شرح زیر است:
طبق این اصل، تمام رویدادهای مالی و داراییهای خریداریشده باید به بهای تمامشده زمان تحصیل (مبلغ پرداختشده برای خرید) در دفاتر ثبت شوند. تغییرات بعدی در ارزش بازار داراییها در دفاتر منعکس نمیشود.
بر اساس این اصل، درآمد زمانی باید شناسایی و ثبت شود که فرآیند کسب درآمد کامل شده باشد (کالا تحویل داده شده یا خدمت ارائه شده باشد) و جریان ورود منافع اقتصادی به درون واحد تجاری محتمل و قابل اندازهگیری باشد، فارغ از اینکه وجه نقد دریافت شده باشد یا خیر.
این اصل بیان میکند که برای تعیین سود واقعی هر دوره مالی، هزینههای انجامشده برای کسب درآمد در یک دوره باید با درآمدهای همان دوره همزمان ثبت و در صورت سود و زیان مقابل هم قرار گیرند. هزینه استهلاک نمونه بارز اجرای این اصل است.
طبق این اصل، واحد تجاری موظف است تمام اطلاعات بااهمیت و مرتبط با وضعیت مالی خود را که میتواند بر تصمیمگیری استفادهکنندگان از صورتهای مالی تأثیر بگذارد، در متن صورتهای مالی یا یادداشتهای توضیحی همراه افشا کند.
میثاقهای حسابداری یا اصول محدودکننده که سومین مورد از مفاهیم اساسی حسابداری است، قواعدی تعدیلکننده در مفاهیم اساسی حسابداری هستند که در شرایط خاص، نحوه بهکارگیری اصول حسابداری را در چارچوب مشخصی محدود یا اصلاح میکنند. میثاقهای حسابداری به عنوان یکی از مفاهیم اساسی حسابداری، به ایجاد انعطافپذیری و هماهنگی در کاربرد اصول حسابداری کمک میکنند. ۴ میثاق اصلی حسابداری در چارچوب مفاهیم اساسی حسابداری به شرح زیر است:
این اصل میگوید که حسابدار نباید وقت و انرژی خود را صرف جزئیات بسیار ریز و بیاهمیت کند. اگر اطلاعاتی آنقدر کوچک باشد که حذف یا اشتباه بودن آن، نظر یک کاربر (مانند سهامدار یا بانک) را درباره وضعیت مالی شرکت تغییر ندهد، آن اطلاعات «ناچیز» یا «غیرمهم» تلقی میشود.
تأثیر بر صورتهای مالی: این اصل باعث «خلاصهسازی» میشود. به جای اینکه در ترازنامه هزاران قلم ریز (مثل خودکار، مداد، گیره کاغذ) را جداگانه نشان دهیم، آنها را در یک حساب کلی مثل «مصرفیها» یا «هزینههای اداری» ادغام میکنیم.
این یکی از مهمترین قواعد اخلاقی حسابداری است. اصل میگوید: «در مورد سودها خوشبین نباش، اما در مورد ضررها بدبین باش.» یعنی هر زمان شک داشتیم، باید فرض را بر این بگذاریم که بدترین حالت ممکن رخ میدهد تا اطلاعات مالی بیش از حد خوشبینانه نباشد.
تأثیر بر صورتهای مالی: این اصل باعث میشود که داراییها و درآمدها «کماظهاری» شوند و بدهیها و هزینهها «بیشاظهاری» شوند. این کار باعث میشود صورتهای مالی شرکت "امنتر" به نظر برسد.
این یک «محدودیت» در حسابداری است. میگوید هزینه تهیه یک اطلاعات حسابداری نباید از سودی که آن اطلاعات به مدیران یا سهامداران میرساند، بیشتر باشد. یعنی حسابداری نباید صرفاً یک کار پرهزینه و بیهدف باشد.
تأثیر بر صورتهای مالی: این اصل باعث تعیین سطح دقت و جزئیات گزارشها میشود. حسابدار نباید برای رسیدن به دقت ۱۰۰ درصد، سیستمهای بسیار پیچیده و گرانقیمتی بخرد که هزینهاش از سود شرکت بیشتر شود.
این اصل بیان میکند که هر صنعت، ویژگیها، چرخهها و استانداردهای خاص خود را دارد. بنابراین، یک روش حسابداری که برای یک شرکت تولیدی (مثلاً فولاد) عالی است، لزوماً برای یک شرکت خدماتی (مثلاً یک موسسه آموزشی) یا یک شرکت بانکداری مناسب نیست.
تأثیر بر صورتهای مالی: این اصل باعث میشود که در طبقهبندی حسابها و نحوه محاسبه هزینهها، تفاوت قائل شویم. مثلاً نحوه محاسبه «موجودی کالا» در یک کارخانه بسیار متفاوت از نحوه محاسبه «ارزش خدمات انجام شده» در یک شرکت مشاورهای است.
لینک کوتاه مطلب :